تبلیغات
ابراهیم با آنکه اسماعیل را دوست دارد و خیلی هم دوست دارد ، در راه حق و برای رضای او قربانی می کند.ع.ص حضرت دریا - شاید طولانی باشد امّا حتماً بخوانید و البته نظر دهید ...

حضرت دریا

به آنچه امید نداری ، امیدوارتر باش

سلام.متشکّرم از نظر شما.با توجّه به نکاتی که دوستان در نظرات تذکّر دادند،لازم دیدم مقصود خودم رو درباره ارسال پست قبلی بیان کنم:
آنچه که اینجا مورد انتقاد قرار گرفته،انتقاد علمی جناب عبّاسی نیست.انتقاد علمی همونطور که دوستان فرمودند همیشه باید باشه. امّا :
-
ادبیّات انتقاد خیلی مهمّه.سخنان ایشون مملوّ از توهین به شخصیّت هایی است که به تعبیر رهبری پشتوانه تئوریک این نظام هستند و همینطور توهین به این شخصیّتها می تونه برای نظام بسیار هزینه بر باشه.مثل تعابیر : گول اسم شهید مطهری و علّامه طباطبائی نخورید و آقای جوادی از ارائه دو صفحه اقتصاد عاجز است و ننه اش نزاییده کسی بیاید و مدعی صدرایی بودن داشته باشد و بتواند یک بند گزاره ثابت کند و ... از مخاطب منصف سؤال می پرسم اینها انتقاد علمی هست یا اربده کشی ؟؟؟!
-
در ثانی انتقاداتی که ایشون وارد کردن و ادعا کردن بزرگترین کرسی نظریه پردازی رو دارن،خیلی بسیط تر و منطقی تر از اون رو آقایانی مثل : میلانی ، میرباقری و سیّدان و ... مطرح کرده بودند

-یکی از دوستان گفته بودند:«با توجّه به تعارض فلاسفه،کدام را اشتباه بدانیم؟ باتوجّه به ردّ و نقض حرفها در صده و هزاره گذشته چگونه اعتماد کنیم؟ فقه را نمی شود با فلسفه مقایسه کرد چون فقه ظن متراکم می دهد امّا فلسفه در پس هستی شناسی و ارائه یقین است»

می گویم : آیا این که فلاسفه در جاهایی تناقض دارند،بسیاری از تناقض هایی را که خیلی از مخالفین فلسفه مطرح می کنند،بزرگان دیگر جمع می کنند.کما اینکه در مناظره استاد میلانی و فربهی می بینیم که بسیاری از تناقض های مطرح شده توسط استاد میلانی را استاد فربهی جمع می کنند.مثل تناقض در احادیث!

درثانی آیا وجود تناقض و ردّ و نقض نظریّات در قرون گذشته این نتیجه را به دست می دهد که عقل انسان از رسیدن قطعی به حقیقت و اقامه برهان غیر موهوم فرای وحی- عاجز است ؟ در این صورت که اصابت عقل به واقع،قطعی تلقّی نشود،اصل اثبات وحی و ایمان به خدا و دین-که در مرحله اول به واسطه عقل است-زیر سؤال می رود.

-ثالثاً اگر فلسفه نظری داده که در تعارض با دین بوده که همان ابتدا باید کنار گذاشته می شد.امّا اگر در خدمت دین بوده که ابزاریست برای فهم دین و ادامه دهنده کبرویّات بیان شده از سوی قرآن و اهل بیت است به جمله ای از امام توجّه کنید :« باز گمان نشود که حاجی و یا حکمای اسلامی این حرف‌ها را از خود در آورده باشند، بلکه این حرف‌ها در ادعیه بیشتر از منظومه است و صحیفه سجادیه و نهج البلاغه و قرآن، منبع و سرچشمه و مادر این حرف‌هاست.»( عبدالغنی اردبیلی، تقریرات فلسفه امام خمینی، ج1، پیشین، ص 88.)

««سخنی که زبان‌زد بعضی است که این فلسفه از یونان اخذ شده، غلط است، کی فلاسفۀ یونان از این حرف‌ها سر در آورده و چه کسی سراغی از این حرف‌ها در کتب آنها دارد؟ این حرف‌ها در کتب آنها نبوده و نخواهد بود. بهترین کتاب فلسفی آنها اثولوجیا است که دارای مختصری از معارف بوده و بقیه‌اش از طبیعیات است، بلی شفای شیخ، فلسفۀ یونان است و در آن هم از این حرف‌ها نیست.»( عبدالغنی اردبیلی، تقریرات فلسفه امام خمینی، ج1، پیشین، ص 88.)


- ادّعای صدرایی نبودم امام بستن یک حرف به امام هست.درحالی که امام در مصاحبه شان در نوقل لوشاتو تصریح می کنند که یکی از شخصیّت هایی که در قیامشون تأثیر داشته مرحوم ملاصدرا بوده.و جمله مقام معظم رهبری :«حضرت امام چکیده و زبده مکتب ملاصدراست»
-
جناب عبّاسی ختّی موضوع فلسفه رو که در صفحه اوّل بدایه مطرح میشه که «هستی شناسی» هست رو نفهمیده و میگه موضوع فلسفه «مادّه اوّلیه» است.
-
آقای عبّاسی مدّعی میشه که شهید مطهّری و علّامه طباطبائی -که دو شخصیّتی هستند که از بزرگترین فلاسفه معاصر شیعه به حساب میان-موضوع فلسفه رو نفهمیدند.
-
ایشان که مدعی می شود تفسیر آیت الله جوادی سودی به جامعه نداشته،آیا صحبت ها و نظریه پردازی های ایشان در تمام زمینه های من جمله مسائل فرهنگی از تحلیل فیلم های هالیوود گرفته تا تاتر و موسیقی و معماری و صنایع دستی ، تا کتاب و نشر و مطبوعات و رسانه، از مدیریت سیاسی تا مدیریت استراتژیک و انواع مدیریت ها در جهان، از بیان اطلاعات مرموز از داخل سرویس های جاسوسی تا هر چه که شما فکر کنید...،در قالب سخنرانی های 2 ساعته و 2.5 ساعته،چه سودی به حال جامعه داشته؟ بیان کنند.
-
ایشان در مباحث مختلف مثل بانکداری و مسائل سیاسی و از جمله همینجا دچار خلط لفظی می شود.مثلاً می گوید«فلسفه به معنای دوستداری دانش است که هیچ ربطی به عقلانیّت ندارد»یکی نیست بگوید جناب دکتر،وقتی لفظی در اصطلاحی به کار برده شد،برای آن علم می شود و ممکن است معنای خودش هیچ ربطی به موضوع مستفاد نداشته باشد

- سرّ مقایسه سخنان ایشان با رهبری از یک حیث شخصیّت علمی رهبری می باشد،که تفاوت از زمین تا آسمان تعابیر درباره شخصیّت حقیقی و حقوقی مرحوم ملاصدرا مشخص است و جای تأملی علمی در نگاه برای انسان باز می کند.یعنی آیت الله خامنه ای درباره حکمت متعالیه چه دیده این تعابیر را به کار می رود و آیا اینها همه توهّم علمی ایشان بوده که جناب عبّاسی هیچکدام را ندیده.

و از حیثی به عنوان ره بری ایشان است که مدام تأکید بر رواج و گسترش حکمت متعالیه و تحقیق بر روی آن به عنوان فلسفه ای که جواب داده است،می باشد:««"مى‌توان در مبانى موجود فلسفىِ ما نقاط مهمّى را پیدا كرد كه اگر گسترش داده شود و تعمیق گردد، جریانهاى بسیار فیّاضى را در خارج از محیط ذهنیّت به‌وجود مى‌آورد و تكلیف جامعه و حكومت و اقتصاد را معیّن مى‌كند. دنبال اینها بگردید، این نقاط را مشخّص و رویشان كار كنید؛ آن‌گاه یك دستگاه فلسفى درست كنید. از وحدت وجود، از «بسیط الحقیقة كلّ الاشیاء»، از مبانى ملاّ صدرا، - اگر نگوییم از همه‌ى اینها، از بسیارى از اینها - مى‌شود یك دستگاه فلسفىِ اجتماعى، سیاسى و اقتصادى درست كرد؛ فضلاً از آن فلسفه‌هاى مضاف كه آقایان فرمودند: فلسفه‌ى اخلاق، فلسفه‌ى اقتصاد و...."

بیانات در دیدار گروهى از فلاسفه ى حوزه‌ى علمیه‌ى قم 1382/10/29))»»

-بااین مطالب می فهمیم که تذکّر چند باره رهبری بر باقی ماندن حوزه به عنوان مرکز فلسفه چقدر مهم و حائز اهمیّت است.مضمون تعبیر ایشان این است که «اگر حوزه فلسفه را رها کند،دست کسانی می افتد که احیاناً اهلیّت آن را ندارند.

-ضمناً فضلای حوزه علمیّه قم که -ایشان در پس اثبات نا کارآمدی آن در سخنرانی های مختلفشون بر آمدند-اعلام آمادگی برای مناظره کرده اند.
-
در پایان از مخاطب می پرسم که این آیا نقد است یا هوچی گری و اربده کشی؟

-ضمناً بنده شخصا سخنرانی دکتر عباسی رو پیاده کردم که اگر دوستان تمایل داشتند بفرمایند بنده متنش رو در پست بعدی قرار بدم.

متشکّرم.


نوشته شده در سه شنبه 22 فروردین 1391 ساعت 09:51 ق.ظ توسط صادق صفرزاده نظرات |


Design By : Pichak