تبلیغات
ابراهیم با آنکه اسماعیل را دوست دارد و خیلی هم دوست دارد ، در راه حق و برای رضای او قربانی می کند.ع.ص حضرت دریا - دکتر حسن عبِاسی باز هم تندروی کرد !(اظهارات درباره فلسفه و مقایسه با فرمایشات رهبری)

حضرت دریا

به آنچه امید نداری ، امیدوارتر باش


 

اظهارات حسن عباسی

 

فرمایشات آیت الله خامنه ای

 

قطعا اگر مرحوم طباطبایی و مطهری می دانستند موضوع فلسفه ماده اولیه است هیچگاه بحث فلسفه اسلامی را مطرح نمی کردند. فلسفه اسلامی آکنده از التقاط است و نمی تواند نجات بخش باشد.

 

تفکرات مرحوم طباطبایى و مرحوم مطهرى - این متفکران شیعه - در زمینه‏هاى فلسفه اسلامی و مسائل اجتماعى و مباحث عمومى اسلام، عمیقتر از همه است؛ مباحث تخصصى، مثل عرفان و فلسفه و اینها که جاى خود دارد.
نباید این‏گونه باشد که ما در باب مسایل شیعه، ناگهان بحثى را ارایه کنیم که بحث سبک و کم‏مایه و رقیقى باشد؛ بحث خیلى عمیقى نباشد. این کار ممکن است به جاى جذب، موجب دفع بشود.
( ۱۳۶۹/۰۱/۲۶)
امرزو طرح مباحث فلسفه اسلامی از نگاه شهید مطهری یک ضرورت است....  (۱۳۸۲/۱۲/۱۸)

 
صدرایی ها نتوانستند یک طرح اقتصادی حد اقل دوصفحه هم برای طرح تحول اقتصادی به صورت درست و مفید ارائه بدهند.
کسانی که معتقدند که فلسفه ملاصدرا همه چیز دارد بیایند بشینند مناظره کنند (هنوز از مادرشون زاییده نشده).
حکمت متعالیه ملاصدرا هزار و یک اشکال درآن هست که اگر بگویید اسلام است به قرآن و اسلام نسبت داده اید. ملا صدرا علم کلام وعرفان وفلسفه را جمع کرد و گفت این حکمت متعالیه است
 
صدرایی ها نتوانستند یک طرح اقتصادی حد اقل دوصفحه هم برای طرح تحول اقتصادی به صورت درست و مفید ارائه بدهند.
کسانی که معتقدند که فلسفه ملاصدرا همه چیز دارد بیایند بشینند مناظره کنند (هنوز از مادرشون زاییده نشده).
حکمت متعالیه ملاصدرا هزار و یک اشکال درآن هست که اگر بگویید اسلام است به قرآن و اسلام نسبت داده اید. ملا صدرا علم کلام وعرفان وفلسفه را جمع کرد و گفت این حکمت متعالیه است
 
لمه حکمت متعالیه از چه می آید؟ از انتقال از علم حصولی به علم حضوری. این شد دین؟!
تقوی الهی و قرآنی در حکمت متعالیه و اندیشه ملا صدرا فراموش شده است
 
 

همانگونه که فلسفه‌ى صدرایى - که خود او بحق آن را حکمت متعالیه نامیده - در هنگام پیدایش خود، نقطه‌ى اوج فلسفه اسلامى تا زمان او و ضربه‌یى قاطع بر حملات تخریبى مشککان و فلسفه‌ستیزان دورانهاى میانه‌ى اسلامى بوده است، امروزه پس از بهره‌گیرى چهارصدساله از تنقیح و تحقیق برجستگان علوم عقلى، و نقد و تبیین و تکمیل در حوزه‌هاى فلسفه، و ورز یافتن با دست تواناى فلاسفه‌ى نامدار حوزه‌هاى علمى بویژه در اصفهان و تهران و خراسان، نه تنها استحکام بلکه شادابى و سرزندگى مضاعفى گرفته و مى‌تواند در جایگاه شایسته‌ى خود در بناى فرهنگ و تمدن، بایستد و چون خورشیدى در ذهن انسانها بدرخشد و فضاى ذهنى را تابناک سازد.
 
مکتب فلسفى صدرالمتالهین همچون همه فلسفه‌ها در محدوده‌ى ملیت و جغرافیا نمى‌گنجد و متعلق به همه‌ى انسانها و جامعه‌ها است. همواره همه بشریت به یک چهارچوب و استخوانبندى متقن عقلایى براى فهم و تفسیر هستى نیازمندند
در محشر اندیشه‏هاى فلسفى روز که غالباً از نور معنى و پرتو توحید، بیگانه و بیخبر است، جاى فلسفه‏ى قرآنى صدرایی و پایه‏هاى استقرار و خلل ناپذیرش، خالى است. زبانى آشنا با فرهنگ و معارف کنونى جهان، و دستى چیره در ترسیم زیبایى‏هاى «حکمت متعالیه» و در پشت آن، ذهنى ژرف بین و نواندیش و جامع‏نگر به کار است تا فلسفه‏ى این حکیم بزرگ را در نمایشگاه فاخرترین فرآورده‏هاى بشرى، در جاى سزاوار خود بنشاند. دوم نظرى از سر عبرت به تأثیر این معرفت فلسفى، در بناى شخصیت خود فیلسوف است.(اول اردیبهشت ماه سال 1372)

 

اگر شما سرتاسر بدایه، نهایه مر حوم طباطبایی را بخوانید به ایمانتان اضافه می شود؟!
 

 

در گذشته در حوزه‌ى قم با فلسفه و وجود مرحوم آقاى «طباطبایى» مخالفت مى‌شد. الان هم بعضی نفهمیده درباره ایشان حرف هایی می زنند. مى‌دانید درس اسفار ایشان به دستور تعطیل گردید و ایشان مجبور شد شفا تدریس کند. ... درعین‌حال کسى مثل آقاى طباطبایى که جرأت کرد و فلسفه را ادامه داد و عقب نزد، این‌طور مورد تهاجم قرار گرفت. نتیجه چیست؟ نتیجه این است که امروز سطح تفکّرات و معرفت فلسفى ما در جامعه و بین علماى دین محدود است. با بودنِ استادى مثل آقاى طباطبایى، جا داشت امروز تعداد زیادى استاد درجه‌ى یک از تلامذه‌ى ایشان در قم و دیگر شهرستان ها داشته باشیم. آقاى طباطبایى فرد فعّالى بود؛ بنابراین جریان فلسفى‌اى که به وسیله‌ى ایشان پایه‌گذارى شد، باید به شکل وسیعى گسترش پیدا مى‌کرد، که نکرده است. نتیجه‌اش این شد. این نباید تکرار شود( ۱۳۸۲/۱۰/۲۹)

 
سلام چیزی به نام فلسفه ندارد . فلسفه یعنی دوستداری دانش و اصلا ربطی به عقلانیت ندارد و عقلانیت قرآنی چیز دیگر است. فارابی ، ابن سینا ، ملاصدرا تا فلاسفه امروزی همه اشتباه کردند. فلسفه نه حکمت است و نه عقلانیت
 
 

فلسفه‌ى اسلامى، فقه اکبر است؛ پایه‌ى دین است؛ مبناى همه‌ى معارف دینى در ذهن و عمل خارجى انسان است؛ لذا این باید گسترش و استحکام پیدا کند و برویَد و این به کار و تلاش احتیاج دارد.
مرکز فلسفه هم باید حوزه‌ى علمیه باشد. یکى از بزرگترین خسارتهایى که ما کردیم، این بوده که مرکز فلسفه‌ى اسلامى از حوزه‌ى علمیه به مناطق مختلف منتقل شده است. بعضى از آقایانِ اساتید فلسفه، ماه رمضان پیش من بودند؛ مى‌گفتند برخى از آقایانى که اصلاً اهلیّت ندارند، در مساجد علیه فلسفه تدریس مى‌کنند و ناقص و سطحى و به عمق نرسیده و جویده جویده مطالبى را دست افراد مى‌دهند. اینها خسارت است؛ ما نباید بگذاریم این کار ادامه پیدا کند.
( ۱۳۸۲/۱۰/۲۹بیانات در دیدار گروهى از فضلاى حوزه‌ى علمیه‌ى قم)

 
فلسفه عمیقا مسیر هدایت را برای شما کُند می کند چون از ماده و چیستی و وجود شروع می کند و هیچگاه حرف متقن نتوانسته بزند... تمام فلاسفه یک حرف متقن نزده اند ....
..
متاسفانه الان حکومت همه امکانات و بودجه و تریبون را دراختیار فلاسفه و حکمت متعالیه ها داده و قداست هم دارند العیاذ بالله فکر کردند فقه جعفری شیعه اند
 

ما باید به فلسفه اسلامی افتخار کنیم . فلسفه‌ى اسلامى، پایه و دستگاهى بوده که انسان را به دین، خدا و معرفت دینى نزدیک مى‌کرده است. فلسفه براى نزدیک شدن به خدا و پیدا کردن یک معرفتِ درست از حقایق عالم وجود است؛ لذا بهترین فلاسفه‌ى ما - مثل ابن‌سینا و ملاّ صدرا - عارف هم بوده‌اند. اصلاً آمیزش عرفان با فلسفه در فلسفه‌ى جدید - یعنى فلسفه‌ى ملاّ صدرا - به‌خاطر این است که فلسفه وسیله و نردبانى است که انسان را به معرفت الهى و خدا مى‌رساند؛ پالایش مى‌کند و در انسان اخلاق به‌وجود مى‌آورد. ما نباید بگذاریم فلسفه به یک سلسله ذهنیّات مجرّد از معنویت و خدا و عرفان تبدیل شود. راهش هم تقویت فلسفه‌ى ملاّ صدراست؛ یعنى راهى که ملاّ صدرا آمده، راه درستى است. آن فلسفه است که انسان را وادار مى‌کند هفت سفر پیاده به حج برود و به همه‌ى زخارف دنیوى بى‌اعتنایى کند.
به نظر من همین جریان ترویج فلسفه در حوزه را باید تقویت کرد. نگذارید حوزه از مرکزیّت فلسفه بیفتد. در این زمینه هر کارى مى‌شود کرد، باید انجام داد.
( ۱۳۸۲/۱۰/۲۹بیانات در دیدار گروهى از فضلاى حوزه‌ى علمیه‌ى قم)

 
اوج ساعات صدا وسیما را می دهند دست صدرایی ها و چپ و راست می گویند حرکت جوهری. چه فایده؟!
این حجم چند صد هزار دقیقه ای تلوزیونی آقای جوادی آملی
یک نفر بگوید در جامعه اثرش چه بوده است؟!
هرکجا گفتند ما حاضریم مناظره کنیم و با همان تکنیکی که در بدایه و نهایه است ثابت می کنیم که اینها نمی توانند کاری کنند. اسفار اربعه ملا صدرا ریشه در افکار افلاطون دارد و برای خودش نیست.
 

من خدمت آقاى جوادى آملی و آقای مصباح به تفاریق مکرّراً گفته‌ام باید کارى کنیم که قم از مرکزیّت و مرجعیّتِ فلسفه نیفتد و قطب اصلىِ فلسفه‌ى اسلامى همچنان باقى بماند. بنابراین در این زمینه هرچه شما تلاش کنید، بجا و بحق خواهد بود. همه باید تلاش کنند؛ مدیریّت حوزه و اساتید فلسفه هم باید تلاش کنند. طلّابِ فلسفه را باید تشویق کرد. با ایجاد رسانه ها و تولید آثار باید کمک کرد
برای مثال می بینیم که امروز غرب تشنه‌ى امثال ملاصدرا است. این برداشتِ یک استاد غرب شناسِ زبان‌دانِ مسلط به چند زبان اروپائى است که سالها هم در آنجاها زندگى کرده و درس خوانده بود و با علوم اسلامى هم آشنا بود. این، برداشت اوست، که برداشت درستى است...
( ۱۳۸۲/۱۰/۲۹بیانات در دیدار گروهى از فضلاى
حوزه‌ى علمیه‌ى قم)


نوشته شده در دوشنبه 21 فروردین 1391 ساعت 04:36 ب.ظ توسط صادق صفرزاده نظرات |


Design By : Pichak